تبليغاتX
روی شانه های باد

روی شانه های باد

هر چه می خواهد دل تنگ مان، می گوییم!

نترس...به عقب نگاه نکن
ترس از جنس اشباح و سایه هاست
نگاهش که نکنی، نیست می شود
انگار که هرگز نبوده است....
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 1  توسط باد شمال  | 

یک نفر لطفا به من راه زور  شنیدن را
یاد بهد.....تاب خاموش ماندن ، بدون انکه
از گوش هایت دود بزند بیرون.....یا بغض
خفه ات کند....
یک نفر بی زحمت ..............
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 1  توسط باد شمال  | 

تو می گفتی :
سرنوشت گزیدنی ست ،
نه فالی که گرفتنی باشد...
پس این همه خط و مسیر که کف
دستم بود...به هیچ جا نمی رسند ؟
به هیچ معنایی...؟ به هیچ فردایی...؟
دست کم،
بگذار دلمان ساده دلانه ،گاهگاهی خوش باشد
به تعبیر نشانه ها....به تفسیر حدس ها و گمانه ها...
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 12  توسط باد شمال  | 

برای ندیدن زشتیها
و خواب دیدن خوبیها
تنها دو چشم بسته کافی ست...
+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 14  توسط باد شمال  |