تبليغاتX
روی شانه های باد - از اسطوره ها و افسانه ها...

روی شانه های باد

هر چه می خواهد دل تنگ مان، می گوییم!

در ته پندارم ،
هرچه اسطوره و افسانه که هست ،
هرچه از من دور است ،
من ز دست همه شان
خاطرم رنجور است...

که چنان زیسته اند
که من خسته ی ناچیز برای همه عمر
لحظه ای آرزوی زیستنش را دارم...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 0  توسط باد شمال  |